تبليغاتX
Lilypie - Personal pictureLilypie Third Birthday tickers خلود پرنده کوچک خوشبختی

خلود پرنده کوچک خوشبختی

خاطرات خلود

تو تویی تو همه چیم تو همه چیم تو

دنیای من فقط تو عاشقیام فقط تو

تو تو همیشه تو قلب منی

Image and video hosting by TinyPic

+نوشته شده در Fri 19 Dec 2008ساعت1:45 AMتوسط مامان رویا | |

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

خداوندا تو را شکر میکنم که شاهد رشد و شکوفایی دردانه ام هستم و این لذت را نمیتوان با چیزی مقایسه و یا عوض کرد.

دخملکم بزار کمی از کارات بگم.ماشاالله که خیلی فضول شدی و یک جا بند نمیشی و یکسره از وقتی بیدار میشی مسیر اتاقها به حال و پذیرایی رو تا شب میری و میای.تا بگیم میخواییم بریم بیرون زود میگی بای و به لباسات اشاره میکنی که عوضشون کنم.اینه رو میزاری جلوی صورتت و به موهات دست میکشی و میگی به به.وقتی بهت میگم جیغ نکش و یا بلند بلند حرف نزن زود میگی بابااااااااااااا  یعنی بابا خوابیده؟از سشوار میترسی و وقتی بعد از حمام منو سشوار به دست میبینی با گریه میگی  اووووووووووو .لباسهای من و خودت و بابات و کلا وسایل خونمون رو تشخیص میدی .برای باز کردن هر چیز بسته شده اونو محکم به زمین یا میز میکوبی مثلا لیوان ابت رو به میز میکوبی تا سرش بازمیشه بعد ابش میریزه رو میز و شما با دستمال کاغذی پاکش میکنی و یا اینکه کنترل تلویزیون رو میزنی رو زمین تا درش باز بشه و باطریهاش بیافته و اینجا قیافت دیدنیه.

تا جیش میکنی میزنی روی پامپرزت که بیام عوضت کنم و جدیدا از اب خوشت نمیاد و هر جا اب میبینی داد میزنی ماء و باید بریم خشکش کنیم مثلا دستامونو. امااااااااااااااااا  هنوز ۲ تا دندون بیشتر نداری و منو نگران کردی و این کلمات رو هم میگی

مامان- بابا- دد-اام ام(غذا) -ماء (اب) -د دا (ندا) -بای بای (بیرون)-دش(جیش)-بیب بیب(ماشین)-به به ( به هر چیزی که قشنگش کنه)

مامانی خدا حفظت کنه و ازهر شری دوررررررررررررررررر

+نوشته شده در Thu 18 Dec 2008ساعت0:44 AMتوسط مامان رویا | |

عسل بانو چهارده ماهگیت مبارکککککککککککککککککک

بزار کمی از کارهای جدیدت رو بگم عسلکم..

خلود خانم لطف کرده و زحمت کشیده و ۲ تا دندون کوچیک دراورده و با کمک ما راه میره یعنی باید دستاشو بگیریم و اون راه بره و صبح که ازخواب پا میشه به پاهاش اشاره میکنه یعنی کفش و جوراب پاش کنیم و ببریمش تو حیاط که خانم راه بره و جالب اینه که ما از راه رفتن خسته میشیم اما اون انگار نه انگار . تو بازار هم دیگه نه قبول مبکنه بغلش کنیم و نه تو کالسکه میشینه و نه تو سبد فروشگاه و همش به زمین اشاره میکنه و تا خانم میخوان راه برن تموم خریدهای من میمونه۰حالا خوبه هنوز جرات تنها راه رفتن رو نداره وگرنه بیچاره بودیم.

بعضی از اعضای بدنش رو مثل گوش و چشم و ینی و سر و دست و پاهاش رو میشناسه و مثلا اگه ازش بپرسیم بینیت کو؟؟؟  بینیشو میکشه بالا و صدا در میاره و اگه بگیم چشمات کو؟؟؟ چشماشو باز و بسته میکنه و میره واسه خودش موهاشو شونه میکنه و میگه ببببببببببببب (کشیده بخونید)یعنی به شده و خوشکل شده و اگه بهش بگیم دد چطور گریه کرد ؟؟؟ صدای گریه در میاره. همه افراد خانواده اعم از مامان و بابا و مامان بزرگ و بابا بزرگ و عمه و خاله رو میشناسه.هر جا نی نی میبینه چه بطور زنده و چه عکس داد میزنه ددددددددددددددددددددددد۰

تمام لباسهای خودش و من و باباش رو میشناسه و خدا نکنه یکی از لباسها و یا وسایل ما رو دست کسی ببینه دیگه اون شخص رو بیچاره میکنه.چند روز پیش خواهرم یکی ازلباسهای منو پوشیده بود اونقدر لباس رو کشید و داد زد مامااا که بیچاره خواهرم رفت لباس رو دراورد .شدیداااااااااااااااااا به باباش علاقه داره و مثل یک نوار ضبط شده مدام و بی وقفه میگه باباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.

وقتی میخاییم بریم بیرون میاد  به لباسش اشاره میکنه یعنی براش عوضشون کنم و تا غذا میبینه میگه نوم نوم اما دریغ از خوردن و به اب میگه ما ی(به عربی میگه ) و به هر حیوونی که ببینه میگه مو . و به هر قسمتی از بدن که لخت باشه اعم از دست و پا و شکم و ..... میگه می می.

و با هر اهنگی میرقصه و از صدای اذان و ماشینهای بزرگ و صداهای بلند میترسه. و هر چی دستش میاد میزاره روی گوشش و میگه بابا  ام .یعنی بابا الو کرد و تلفنی صحبت کرد و رو.ی ۱۰۰ بار تلویزیون رو خاموش و روشن میکنه.

فعلا اینا یادم بود

+نوشته شده در Fri 21 Nov 2008ساعت1:10 AMتوسط مامان رویا | |