تبليغاتX
Lilypie - Personal pictureLilypie Third Birthday tickers خلود پرنده کوچک خوشبختی

خلود پرنده کوچک خوشبختی

خاطرات خلود

 ۱.توی بالکن بهمراه دوچرخه و اسباب بازی جدیدش

۲. درحال دیدن برنامه مورد علاقش با همراهی عروسک محبوبش(بوبی)

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic

خلود منامسال هم با همه خوبیها وبدیهاش و خوشیها و ناخوشیهاش تموم شد۰خوبیها و خوشیهاش سلامتی تو و حرف حرف و کلمه کلمه حرف زدنت و کم کم راه رفتنت و به هزار زور دندون دراوردنتوغذا خوردنت و بازی کردنت وذوق کردنت تو بازی ووووو بدیها و ناخوشیهاش مریضdهای تو که هردفعه دل منو میلرزوند و  دست تنها بزرگ کردن و تربیتت که تو این غربت کمی برام سخت بود که البته به لطف خدا ما از پسش بر اومدیم و انشاالله بعد از ۱۳ فروددین وقتی واکسنت رو زدی میریم ایران و کمی از غم غربتمون رو کم میکنیم۰

امیدوارم سال جدید سالی پر از برکت و سلامتی و خوشی برای ما و همه دوستان باشه و انشاالله شاهد پیشرفتهای تو گلم باشم.

+نوشته شده در Wed 18 Mar 2009ساعت11:58 PMتوسط مامان رویا | |


Photo Flipbook Slideshow Maker 


 Photo Flipbook Slideshow Maker

خلودی من داری کم کم بزرگ میشی و ماشاالله خیلی فضول و باهوشی و من که از پس تو وروجک بر نمیام.از صبح تا شب میگی ماما بیب بیب(ماشین) به به (کلاه) دودی(جوتی که به عربی یعنی کفش) و منظورت اینه که کلاه و کفش بپوشیم و با بابایی بریم در در.این روزا دامنه لغاتت وسیع شده و هر کلمه ای رو نتونی بگی قشنگ با اشاره به ما میفهمونی.دیروز رفتی و یک نارنگی رو با دستت له کردی و ابش رو ریختی روی قالیو من هم یواش زدم روی دستت بعد هر چی دنبال لیوانت میگشتم نبود که دیدم انداختیش توی سطل زباله اتاقت و در سطل  رو بستی تا لیوان رو دیدم گفتم خلوووووددد و تو دستت رو اوردی جلو یعنی بزن و من بوس بارونت کردم.

موقع شیر خوردن هر کی صدات کنه در جوابش میگی (می می) یعنی دارم شیر میخورم و خیلی به رانندگی علاقه داری و هر چیزی رو که یکبار ببینی یادت میمونه و تا ببینی زود میایی میگی۰ به عروسکت میگی ( بوبی)خودت این اسمو اختراع کردی و هر کسی رو که ببینی عینک داره و یا کلاه سرشه و یا ماشین داره داد میزنی بااااااااابااااااااا  انگار فقط بابای خودت  عینک و کلاه داره.

وقتی سرت داد میزنم یا میگم فلان کار رو نکن زود میگی باااااااااباااااااااا  مثلا شکایت منو میکنی و یا اینکه راه میری و غر میزنی و میگی  اه اه (یعنی عصبانی هستی) ودستمال میگیری و کمک من گردگیری میکنی وبالشتت رو میبری پیش بابا بزرگت و میگی لولولو  یعنی لالایی بخون که بخوابم و میری پشت دیوار و میگم خلود کجایی؟ میگی  اتییییییییی

این کلمات رو هم میگی=البته کلا عربی صحبت میکنی

ابو(یعنی باباش به عربی)--- ابوی(بابام به عربی)

امی(مامانم به عربی)--- ام ما (مادر بزرگ)

عم ما(عمه)--- انا (من به عربی)--- عمو

حار (گرم به عربی)---- بر (یعنی  بارد به معنی سرد)

فعلا اینا یادم بود.خیییللللیییی  دوست دارم گللللللللللم


 

+نوشته شده در Fri 20 Feb 2009ساعت0:29 AMتوسط مامان رویا | |