تبليغاتX
Lilypie - Personal pictureLilypie Third Birthday tickers خلود پرنده کوچک خوشبختی

خلود پرنده کوچک خوشبختی

خاطرات خلود

گویند که لحظه ایست روییدن عشق

              ان لحظه هزار بار تقدیم  تو بادددد


مامانی ببخشید که من مثل بقیه مامانها قشنگ برات نمینویسم راستش رو بخوای با یه عشق و شوروشوقی میام که وبلاگت رو اپ کنم اما مطالب یادم میره و ویرایشم هم زیاد خوب نیست.به هرحال به کولولویی خودت ببخش دیگه همین از دستم برمیاد.


ماشاالله هزار ماشاالله روز به روز بزرگتر میشی و مثل طوطی هرچی میشنوی رو تکرار میکنی و خیلی باید حواسمون باشه که حرف غلطی از دهنمون نپره که خانم خانمها زود ظبتش کنه.خواب وخوراک که نداری همش درحال راه رفتن و دویدن و بازی و اذیت کردن من بیچاره ای و خودت رو اینقدر لوس میکنی که نمیشه دربرابر خواسته هات کوتاه اومد.گاهی اوقات اینقدر کفرمنو درمیاری که یادم میره هنوز دو سالت نشده و نمیدونم چطور باهات رفتار کنم؟دوست داری به همه چیز دست بزنی و همه چیزو کشف کنی از لوازم ارایش من بدبخت گرفته (قابل ذکره که ۴ تا رژ لب قشنگ داشتم که ۳تاشون فنا شدن و چهارمی نصفست)تا قابلمه و برق و اجاق گاز و تلویزیون و من هم که به جای ۲ تا چشم باید ۱۰ تا چشم داشته باشم که اون هم برای پاییدن تو کمه.


میدونی از روزی که راه افتادی و رسما شروع به سرکشی به تموم سوراخها کردی چه اتفاقاتی افتاده؟ دیدن گربه ها که تا دیروز برام نفرت انگیز بود برام جالب شده چون تو تا گربه میبینی میگی ماما مومو.مراقبت از پنجره برای اینکه به محض اومدن گنجشکها تورو صدا کنم برام جالب شده.موقع راه رفتن یادم میمونه که سر به هوا راه نرم و مثل تو به زمین نگاه کنم که یه وقت مورچه ها رو له نکنم.دیگه حواسم هست که کسی رو ناراحت نکنم(هرچند تو ذاتم نیست)چون تو تا کسی رو ناراحت میکنی زود میری میبوسیش.(قابل توجه اینکه روزی ۱۰ بار منو میزنی و زود میایی و جاشو میبوسی).و اینکه یاد گرفتم خوب گوش بدم چون هر جمله رو روزی ۱۰۰ بار تکرار میکنی که بعضیهاش زاییده تخیلاتته.میبینی چقدر پیشرفت کردم و همه اینها رو مدیون توام.


تا دوماه دیگه انشاالله ۲ سالت تموم میشه و اگه خدا بخوات میخواییم برات یه تولد توپ بگیریم و این نشون میده که تو کم کم داری بزرگ میشی و باید قدر این لحظه های با تو بودن و پامپرز و شیر و لالایی وحموم و ج ی ش و........ رو بدونم غنیمت بشمرم که اگه رفت دیگه برنمیگرده.


دخمل کوچولوی ما الان ۱۲ تا دندون داره و جدیدن قد و وزنش رو نمیدونم اما فکر کنم حدودهای ۱۱ کیلو باشه و راه میره و میدوه و تازگیها ازهر شی بلندی بالا میره و روزی ۱۰۰ بار تلویزیون رو روشن و خاموش میکنه و از بس دریخچال رو باز میکنه تبدیل به کمد شده و موقع غذادرست کردن همه وسایلو از کابینتها درمیاره و من اصلا نمیفهمم چی میپزم و خیلی هم به من کمک میکنه جانونی رو بعد از غذا خلود باید ببره بزاره تو اشپزخونه که تا برسه همه نونها رو ریخته ولیوانها رو هم اگه ازش نگیری شکونده و واگه به داد کفشهای بابایی نرسیم سیاهه قهوه ایی میشه و برعکس.(معنی کمک رو فهمیدید؟)

Image and video hosting by TinyPic Image and video hosting by TinyPic یا علی تا بعد

+نوشته شده در Sat 11 Jul 2009ساعت3:20 AMتوسط مامان رویا | |