![]() |
![]() |
|
| خاطرات خلود |
|
میگن عاشقی محاله
خیلیام میگن خیاله به چه مانند کنم حالت چشمان تورا؟؟ به یکی نغمه جادویی از پنجه گرم؟ به یکی اختر رخشنده به دامان سپهر؟ یاااااااااااااا به الماس سیاهی که بشویندش در جام شراب؟ به غزلهای نوازشگر حافظ در شب؟ یا به سرمستی طغیانگر دوران شباب؟؟؟ به چه مانند کنم سرخی لبهای تو را؟ به یکی لاله ی شاداب که بنشسته به کوه؟ مرمر صاف تنت را به چه مانند کنم؟ به بلورررری رخشان؟ یا به پاکی و دل انگیزی برف؟ یا به یکی ابر سفید؟ یا به یک مخمل خوشرنگ و نوازشگر گرم؟ به یکی چشمه نور؟ یا به سیمای گل انداخته از دولت شرم؟ به پرندی که کند جلوه گری در مهتاب؟ به گل یاس که پاشیده بر ان پرتو ماه؟ یا به قویی که رود نرم وسبک در دل اب؟ به چه مانند کنم؟
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این من هستم خلود(یعنی جاودانه) پرنده کوچک خوشبختی مامانی و بابایی.
متولد1386.6.28 برابر با 2007.9.19 ساعت 4 عصر در کویت با خواندن مطالبی که مامانی اینجا مینویسه با من اشنا میشید من هم از اشنایی با شما خوشبختم |
| نوشته های پیشین |
|
7/22/2008 - 8/21/2008 6/21/2008 - 7/21/2008 5/21/2008 - 6/20/2008 4/20/2008 - 5/20/2008 3/20/2008 - 4/19/2008 2/20/2008 - 3/19/2008 1/21/2008 - 2/19/2008 |
|
RSS
|