تبليغاتX
Lilypie - Personal pictureLilypie Third Birthday tickers خلود پرنده کوچک خوشبختی - دختر کوچولوی 16 ماهه

خلود پرنده کوچک خوشبختی

خاطرات خلود

مامانی قربونت بره که روز به روز بزرگتر و بامزه تر و فهمیده تر میشیماشاالله ۱۶ ماهه شدی گلم.روزها زود دارن میگذرن و امیدوارم همیشه سالم و سلامت و تندرست باشی و بتونم تو رو اونجور که باید تریبت کنمخدا حفظت کنه دخملم.

بزار کمی از کارات بگم که ماشاالله روز به روز و یا به عبارتی دقیقه به دقیقه کارهای جدید و بامزه یاد میگیری.مثلا من وقتی از زمین پا میشم یا میخوام یه چیز سنگین رو بلند کنم میگم یا علی و تو هم یاد گرفتی میگی یاااااا.تلفن که ۲۴ ساعت تو دستته و یه جوری هم چشمات رو باز و بسته میکنی و وانمود میکنی که داری صحبت میکنی.از صبح که پا میشی جوراب و کفشات ( به قول خودت ن نا)تو پاته و کیف به دستی و همش میگی بای ی ی.وقتی میخوام برم لباس پهن کنم بدو بدو خودت رو میرسونی و لباسهای کم وزن مثل جورابها رو میدی به من که پهن کنم و بلند کردن سنگیناش هم دیدن داره که چطور میکشی رو زمین و کار من ۲ برابر میشه.به پفک هم میگی پوپو و به کاکائو کا کا و اگه پی پی کنی زود میزنی رو پامپرزت و میگی ماما دیش.همه مردم  دد  هستن و خدا نکنه پشت چراغ قرمز یکی از راننده ها حواسش به تو نباشه اینقدر داد میزنی دد که از رو بره.موقعی که من نماز میخونم زود میری وسایلت رو میاری ( یک مقنعه سفید داری) و شروع به پایین اوردن سرت میکنی یعنی سجده میکنی.به غذا هم میگی  نوم نوم  البته بیشتر به عروسکات میدی تا خودت.بابایی رو خیلی دوست داری و به رانندگی علاقه وافری داری و تا سوار ماشین میشیم کمی میشینی پشت فرمون و هی فرمون رو تاب میدی وگرنه نمیزاری بابایی حرکت کنه و همش داد میزنی بیب بیب.

الهی فدات بشم که اینفدر خوشمزه ای.خدایااااااااااا برای داشتن چنین نعمتی از تو متشکرم و دخترم رو به تو میسپارم از چشم حسود و هر شر و بدی.

+نوشته شده در Mon 19 Jan 2009ساعت0:11 AMتوسط مامان رویا | |